دوست داشتم برم دبیرستان و بعد هم دانشگاه و ...
احتمالا تویی که الان داری این مطلب رو می خونی هم سن و سال من باشی.
می گم ٬ وقتی بچه ها رو می بینی مشغول بازی ٬ وقتی یاد کارتون های دوران بچگی میفتی و ...
دلت واسه اون دوران تنگ نمی شه؟
راستی تو هم مثل من فکر می کنی که دنیای آدم بزرگها یه چیزی کم داره؟
دومین گلادیاتور
خلاصه کاشف به عمل اومد که عصا رو دزد برده !!!!
امروز بانک صادرات امیر آباد شمالی رو زدن ٬ گویا درگیری شدید بوده ۴ تا آمبولانس اومده بود و ۵۰۰ تا پلیس !!!
فکر کنم هیچکدوم از این دزدها حرفه ای نبودن ؟
حالا
در شهری که عصا از کور می دزدند
من احمق محبت جستجو کردم ( می کنم )
شما هم گیر بدین به مانتو کوتاه این دخترا !!!
مردم دارن از گرسنگی می میرن و می گن آدم گرسنه دین و ایمون نداره چه برسه به پول برای خریدن مانتوی بلند !؟
دومین گلادیاتور
وجودم پر از خجالت شد ٬ از خودم بدم اومد ...
دومین گلادیاتور
اما چیزی که این وسط خیلی آزار دهنده است قوت قلبی ست که ما که کشورهای عرب داده ایم؟؟؟!!!
آنها خوشحالند از برخود قاطعانه ی ما با این اجنبی ها و قوت قلب گرفته اند
گویا اینها جدی جدی باورشان شده که از ما هستند و شاید برتر از ما؟؟!!
روح فردوسی بزرگ شاد که گفته :
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده ست کار
که تخت کیان می کند آرزو تفو بر تو ای چرخ گردون تفو
البته همین جا اعلام کنم که منظور از عرب در این متن چاپلوسان اونور آبیه که خلیج ما رو از خودشون می دونن و هرگز ما توهینی به عزیزان عرب زبان هموطنمون نمی کنیم و اونها رو از صمیم قلب دوست داریم.
دومین گلادیاتور
هر کسی جای خدا بود
شاهد این روزگار و این زمین زار
دست کم معجزه ای می کرد
برای کودکان بی کس و بیمار
چه عیبی داشت اگه فردا جهان
بهتر از این می شد
خدا می رفت
و یک مادر پرستار زمین می شد
اگه کفر کلام من
یکی حرفی بگه بهتر
وگرنه بازی واژه نمی بازم من کافر
دومین گلادیاتور
بیش از ۲۵۰۰ سال تمدین و فرهنگ داریم
سالهای سال تمدن و فرهنگمون زبان زد خاص و عام بوده
اما متاسفانه هنوز تعدادی از آقایون ما فرهن برخورد صحیحی بت خانم ها رو یاد نگرفتن...
برنامه ی قهرمان قهرمانان برگزار شد اما ...
من فهمیدم جواد خیابانی علاوه بر هنر حرف زدن های اضافه و بردن سر ما هنگام گزارش فوتبال هنر دیگه ای هم داره
بی ادبی ...
آره فقط کافیه دوتا از جمله هاش رو مرور کنید تا همه از بزرگ و کوچیک و زن و مرد تایید کنید که خیلی زشت بود...
خانوما وقتی دیدن همه اش آقایون رو می یاریم بالا سر و صداشون در اومد
حالا کی می تونه خانوما رو ببره پایین ؟
در جواب فقط خواستم بگم که جناب خیابانی و بقیه ی خیابانی ها اگه خانوم ها رفتند سراغ ورزش برای خودشون رفتن و اگه مدال آوردن برای کشورشون . اون خانوم هایی که روی سکوهای جهانی و آسیایی قرار گرفتند و مدال های رنگین به گردنشون آویختن سر و صداشون برای بالا اومد در نمی یاد و خیلی راحت هم پایین می رن .
بماند که بقیه ی مراسم هم برای خانوم ها مسخره اجرا شد .
والا خانوما خانومی کردن نسبت به خیابانی و گرنه رزمی کار توشون کم نبود !!!!
راستی تو قرن ۲۱ نمی شه مدال به گردن خانومهایی انداخت که مقنعه سرشونه !
شانس آوردیم هادی ساعی تو جمع بود !!! خدا رو شکر ![]()
دومین گلادیاتور
مي گن بچه ها يه لب اند و هزار خنده ...
من هرچي با پسرك فال فروش حرف زدم نتوانستم مصداقي براي عبارت بالا پيدا كنم ؟؟؟؟
آي آدمها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
پسرنوجوان بادكنك فروش در حالي كه چوب بادكنكهاش رو به دوش داشت به ويترين جواهر فروشي خيره شده بود به چي فكر ميكرد ...؟؟؟
پسر صاحب جواهر فروشي داشت اس ام اس مي فرستاد ...
آخه امروز ولن تاين است ، يعني ...
آي آدمها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
همه خوشحال بودن ، با سرو صورت صفا داده دور ميزها نشسته بودند ....
هديه ها بزرگ بود ...
بازي كردم ، بازي حدس زدن ...
اون يكي 20000 تومن و اون گندهه ....
بيچاره دختره واسه چه .... 70 – 80 هزار تومن خرج كرده ...
غذا هاي رستوران و كافي هاي كافي شاپ قشنگ و خوشمزه بود ...
نگاه گارسون ها اما حكايتي ديگر بود ...
در عمق چشمانشان آرزوهاي بزرگ اما برباد رفته خود نمايي مي كرد ...
امشب ولن تاين است يعني ...
آي آدمها كه در ساحل نشسته شاد و خندانيد
يك نفر در آب دارد مي سپارد جان
اصلا كسي مي دونه ولن تاين يعني چي ؟
بيشتر از همه دلم براي او سوخت ، فكرش رو بكن اين همه سال عمر با عزت كني بعدش ...
بيچاره ، خدا براي كسي نياره ، من از خدا خواستم اگه روزي قرار باشه كارم به اينجا برسه زودتر خلاصم كنه ...
خيلي سخته اما خيلي هامون اونقدر سرمون توي كارخودمون و فضولي تو كار از ما بهترون گرمه كه يادمون مي ره خيلي چيزها رو ...
بيچاره ...
نمي شناسيش؟!
چرا بابا ، حتما مي شناسيش ، آره ديگه ، خودشه ....
فرهنگ ايروني ، ديدي گفتم ميشناسيش ، فقط يادت رفته كه هست ، منتظري ببيني اونوري ها چي كار مي كنن تو هم آستين بالا بزني ،
مي توني بهم بگي چرا تا حالا از خودت نپرسيدي ؛ فرهنگ و ادب ايروني كه مظهر عشقه ، چرا يك روز ناقابل رو براي اين مهم در نظر نگرفته ؟ فكرش رو نكرده بودي ، نه ؟
حالا اگه خوشحال مي شي بهت بگم اون كساني كه تو ازشون يادگرفتي ، اول خودشون از تو ياد گرفتند ، حيف كه ما حتي اسم روز اسفندگان رو هم نشنيديم چه برسه به اينكه تاريخش رو بدونيم !!!
اما اگه دوست داري راجع بع اسفندگان وتاريخش بدوني چند روزي صبر كن تا از دوست محققم بخوام يك متن خوب برام بنويسه ، حتما ايران رو دوست داري ، پس ايراني باش و فرهنگ ايران رو رواج بده .
راستي تو چند تا آدم در حال غرق شدن ديدي ؟
دوست داشتي بگو شايد به چشمان كوتاه بين من نيومده باشن ...
منتظرتم
دومين گلادياتور
من اينجام .اينجا كجاست ؟
اينجا ايرانه .سرزميني با تمدن و فرهنگ چندين هزار ساله كه همه ي ما حتي اونهايي كه به ظاهر نشون نمي دن ، ته ته دلشون ، بهش افتخار مي كنن.
اينجا ايرانه ، ايراني كه مورد هجوم قوم مغول قرار گرفته ، بعد از اون ايران همون ايران بود اما ...
ايراني همون ايراني نبود .ايراني هزار و يك ناخالصي پيدا كرد تو اخلاقش ، آره واقعيت اينه ....
ايراني خراب شد .
يه نگاه به خودت بنداز ، چرا من و تو طوري رفتار كرديم كه همه خيلي خيلي دوستمون دارن و ازمون حسابي تعريف مي كنن، يا ما واقعا تعريفي هستيم يا ...
من فكر مي كنم دومي اش درسته ، آره جونم ، من وتو طوري رفتار كرديم كه كسي جرات نمي كنه ازمون انتقاد كنه !!! البته اون انتقاد نكن هم طوري رفتار مي كنه كه ما نتونيم ازش انتقاد كنيم ، خوب ، اين به اون در ...
مي شينيم كرور كرور پشت سر فلاني غيبت مي كنيم اما تا فلاني از 1 كيلومتري پيداش مي شه لبخند هاي ژكوند و عزيزم ، جونم تحويلش مي ديم.
كاش همون طور كه تيپ و قيافه مون مدرن شده ( كاري نداريم كه زيباشناسي رو زير سوال برديم ) ، اخلاقمون هم كمي مدرن مي شد .رك مي شديم ، راحت و محترمانه مي گفتيم و راحت تر و محترمانه تر مي پذيرفتيم .
تازه فقط كه همين نيست ، اينقدر با هم تعارف داريم كه مي گيم ، الان بپرم توي خونه به مادرم يا پدرم بگم « واي كه چقدر دوستت دارم » فكر مي كنن ديوونه شدم . از اون طرف هم ياد گرفتيم كه اگه حرف سر دلمون بمونه عقده اي مي شيم اينه كه مي ريم يكي ( مثل خودمون با قيافه اي مدرن ) پيدا مي كنيم درد دل كنيم يهو .... بعدش بايد صورتهايي رو كه كلي مدرن نقاشي شون كرديم شطرنجي كنن!!!!!!!
بعد هم هي براي هم sms مي ديم كه اگه .... ديگه زنده يودي يا زنده بودم چي دلت مي خواد بهم بگي جواب همه ام اينه كه « دوستت دارم » غافل از اينكه مي شه چيزهاي ديگه اي هم گفت ، مي شه انتقاد هاي سازنده كرد ، مي شه تشكر كرد و ...
خلاصه اگه زحمتي نيست سعي كنيد يه خورده كمتر بهتون بر بخوره تا بشه همه همديگر رو اصلاح كنيم بلكم كه ايراني دوباره بشه همون ايراني
خب حالا اونجوري نگام نكن ، هر وقت نقاشيت تموم شد بعد ، گفتم كه اگه زحمتي نيست ....
دومين گلادياتور
اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از او پرسم كه اين چون است و آن چون
يكي را داده اي صد گونه نعمت
يكي را نان جو آلوده در خون
دومین گلادیاتور
بر درگاه کوه می گریم
در آستانه ی دریا و علف...
نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی آسمان می گذرد
-متبرک باد نام تو!-
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را...
اولین گلادیاتور
میگن تو از رگ گردن آدم به آدم نزدیکتری.پس خدا خودت میدونی دیگه نه...میدونی من الان حوصله ی نماز خوندن رو ندارم...من الان از دست تو ناراحتم.چرا؟چون خدا جون تقصیر توست.تو گفتی ادب و نزاکت رو رعایت کنید ما هم چون مخلص توییم گفتیم چشم ... گفتی نزول نخورین ... رشوه نگیرین ... حق مردم رو نخورین ... بده ... ما هم گفتیم چشم ...
می گن همه تو رو قبول دارن ... می گن همه مخلص تواند ... برای ایستادن تو صف اول مساجد با هم رقابت دارن...خدان واسه خودشون...پس چرا اونا نگفتن چشم...
و شدن آدمایی که پرادو ماشین کوچیکشونه ... ۱۰۰ میلیون پول خورشونه ... ۱۰۰ میلیونی که یک خانواده داره به خاطرش از دست می ره... ۵۰۰ هزار تومنی که زندگی یک خانواده ماهانه به اون بستگی داره پول کرایه تاکسی یک بچه شونه...
مگه اونها تو رو قبول ندارن؟ اگر که تو ایرانن و به قول خودشون مسلمانن مگه قوانین اسلام رو رعایت نمی کنن ...
والا قدیما رسم بوده وقتی من یک مکتب رو قبول می کردم طبق اون پیش می رفتم... اما اینا ...پیش خودشون میگن ... یاست از دین جدا نیست ... این رو قشنگ تو زندگیشون دارم می بینم ...
آره...آره...آره...
کارم به جایی رسیده که دوست دارم مثل اونا رشوه...نه دوست ندارم...من هنوز مخلص توام...
اولین گلادیاتور
اول ریس جمهور.گفتند شاید فقط رییس جمهورهست اینجوری شد...دیدن نه رهبر هم هست...باز دیدن
نه مجلس خبرگان هم هست...باز هست...باز هست... تا اینکه اینا به ین نتیجه رسیدن که در ایران
دست بالای دست بسیار است...فقط تو این مونده بودن که چرا ایران اینجوری...پس این همه آدم اینجا
دارن چیکار می کنن...
آها فهمیدیم...شما هم فهمیدین که اینجا چیکار میکنن...
اولین گلادیاتور
همه رو دور خودش جمع كرده بود ...
راجع به انتخابات حرف مي زد ، تو حرفهاش مي گفت : بايد به عنوان يك انسان توي سرنوشت خودمون دخالت كنيم و راي بديم حتي اگه هيچ كدوم از كانديد ها رو قبول نداشته باشيم !!!
يعني انتخاب ميان بد و بدتر ...
اون يكي مي گفت : من اگه از گشنگي هم بميرم هيچ وقت بين پاي سوسك و پاي قورباغه ، هيچ كدوم رو انتخاب نمي كنم ...
هرچي گفتيم : بابا جون من ! اين كه هيچ آدم عاقلي توي انتخابات شركت نمي كنه يه نوع اعتصابه ، يه نوع اعتراضه! باز هم حرف خودش رو مي زد ...
يه سوال گنده توي ذهنم رقم خورد : ايني كه هيچ وقت با پسرها حرف هم نمي زد حالا زل زده بود تو چشماشون و هي مي گفت ، هي مي گفت ... ؟؟؟
دلمون به حالش سوخت، بيچاره عروسك خيمه شب بازي پدرش بود ...
آره ديگه ، پس فكر كردي كي جز بچه ي يكي از اون از ما بهترون مي تونه خودش رو براي انتخابات پاره كنه ... البته مي تونه كه نه ... مجبوره ...
اما آخرش مجبور شديم بزنيم تو خال ... طفلي كم آورد ...
دلمون براش سوخت ... بيچاره ي بدبخت ... بيچاره ي بدبخت ...
راستي هادي ساعي رو دوست داشتيم اما ... خوب ، مطلوبيت اون ور بيشتر بوده لابد ...
ديگه يه جوري نگاهش مي كنيم...
دومين گلادياتور
وقتي رضازاده وزنه رو بلند كرد ياد عكس رستم تو كتاب هفت خوان رستم افتادم ، همون كه وقتي آمادگي مي رفتم عاشقش بودم ( هنوز هم هستم)
همون عكسي كه رستم ديو سپيد رو بالاي سرش برده بود و مي خنديد ...
اما رستم ... هرگز دستور نمي گرفت ... حتي از شاه ...
نبيند مرا زنده با بند كس كه روشن روانم بر اين است و بس
...
مگر بند كز بند عاري بود شكستي بود زشت كاري بود
...
تو مصاحبه اش مي گفت: همه بايد توي انتخابات شركت ....
يعني اينكه او قوي ترين مرد دنيا نيست؟ يا اينكه ايران سرزمين قوي هاست و دست بالاي دست بسيار است؟ ...
يادمون باشه دفعه ي ديگه !!!!!!! رو بفرستيم كه ركورد رضازاده رو بشكونه ... راهش رو بلده حتماً ...
غصه نخور اول و آخرش قوي ترين مرد جهان ايرانيه ...
چرا مي خندي ؟! مهم دل آدمهاست، نگاه به ظاهرش نكن آدم (؟) بايد دلش جوون باشه ...
راستي اگه تونستي اسم يك ورزشكار رو بگي كه نشه بهش گفت اين رو بگو ، اون رو نگو ...
يكي كه از همه قوي تره ... من اسمش رو مي دونم ... مي خوام ببينم تو چقدر حاليته ...
دومين گلادياتور
تو كتابها مي خونيم كه اون قديم ها ، پول وجود نداشت و مردم براي بدست آوردن كالاي مورد نظرشون بايد كالاي مورد نظر فروشنده رو بهش مي دادند ...
مبادله ي كالا با كالا ...
حالا پول وجود داره و خريد و فروش راحت شده ...
سر كلاس، استاد، يك حرف خيلي قشنگ زد : تصور اينكه دنيا به امروز مي رسيد ، بدون پول غير ممكن بود ...
بيا از يك زاويه ي ديگه به اين جمله نگاه كنيم ...
اون مي گه : تصور اينكه دنيا به امروز مي رسيد، بدون پول ، غير ممكن بود ...
من مي گم: دنيا خيلي قشنگ تر بود ...
تو مي گي: .....
دومين گلادياتور
قابل توجه آدمهاي فراري ـ بالقوه يا بالفعل ـ
يادتون باشه :
ريز نمرات خيلي مهمه ...
درس بخون ديگه ...
ابدا قصد توهین به افراد چاق و مهربون نداشتیم.
آیا آدم چاقی وجود داشت؟
هرچی فکر می کنم نمی تونم باور کنم که چاقی معنا داشته بوده باشه!
فکر می کنم اون موقع هر فرد در خانواده اش یک کاری داشته .اگر می کاشتی ٬داشتی .اگر تلاش می کردی٬میخوردی و....
اما الان چی ٬ الان که مثلا متمدن شدیم.الان که همه ی صحبتامون شده عدالت .الان چی ؟
فکر نمی کنی اون موقع عدالت بیشتر بود؟
الان یکی از صبح تا شب کار و کار و کار ...
یکی روزی یک ساعت هم خانواده اش رو نمی بینه...
یکی از صبح تا شب بخور بخور...
اینقدر ور دل خانواده اش نشسته که اونها برای اینکه دیدن ریخت مبارکش خسته شون کرده ٬ همه اش یا استخرن یا سونا. یا دارن فال قهوه می گیرن یا ناخن هاشون رو مانیکور می کنن یا پشت ماشین های شاسی کوتاه اگزوز دستکاری شدشون توی ایران زمین پی ماشین بازی...
در دنیایی که همه ی سردمدارانش پی عدالت می دوند یکی پوست شکمش به ستون فقراتش چسبیده ٬ یکی هم دکترها بهش می گن اگه فکری به حال گردن کلفتت که ۱۰ سانت چربی زیر پوستش جمع شده نکنی ٬ بعد ها با تبر می زنندش ...
حالا تلویزیون های به اصطلاح غیر مجاز ما پر از تبلیغ وسایل لاغری یه و حالا ما سهام عدالت داریم تو دست بی عدالت فهم ترین آدم ها که به من و تو می دن تا دلمون خوش باشه.
دومین گلادیاتور
اینجا ایران است...سرزمینی که الان هویت آن کاملا"عوض شده ...
اینجا جایی ست که اگر پول داشته باشی آبرو داری...عشق داری...مقام داری...طرفدار داری...قیافه
داری...کلاس داری...تحصیلات داری...
اگر پول داشته باشی موجودیت داری...می تونی زندگی کنی و اگر پول نداشته باشی باید بمیری...
اینجا میگن معنویات مهمتر از مادیات است و اگر معنویات داشته باشی همه چیز داری...نه...گذشته
اون زمونا...الان معنویات هم برای مادیات...صف اول مساجد پولدارا وایسادن.
اینجا میگن تو زندگی پول مهم نیست باید خیال راحت داشته باشی...پس وقتی که به خاطر پول پدر
خانواده ای داره سکته می کنه...به خاطر پول پدر و مادر خانواده ای دارن از هم جدا میشن...به خاطر
پول فرزندی داره از دست میره...آیا اینا خیال راحت رو تو این می بینن...
نمی دونم...هیچی نمی دونم...فقط این رو میدونم که دیگه خسته شدم از بس این جمله ی بیخود رو
شنیدم که پول چرک کف دست... .
اولین گلادیاتور
دوباره ميسازمت وطن
اگر چه با خشت جان خويش
ستون به سقف تو ميزنم
اگر چه با استخوان خويش
دوباره ميگويم از تو گل
به ميل نسل جوان تو
دوباره ميشويم از تو خون
به سيل اشک روان خويش
اگر چه صد ساله مرده ام
بگور خود خواهم ايستاد
که بردرم قلب اهرمن
به نعره آنچنان خويش
اگر چه پيرم ولی هنوز
مجال تعليم اگر بود
جوانی آغاز ميکنم
کنار نوباوگان خويش
ما که تو رو نمی شناسیم ٬ پیش خودت فکر کن ٬ اگه حرفت و عمل یکی هست ٬ نگاهت رو برامون بنویس ٬ تا تو رو هم بشمریم
دومین گلادیاتور